شرح حال
سلام مامانی جونم قلبونت برم گفتم بیام بعد از چند وقت بیام تو وبلاگت بنویسم نگی چه مامانی دارم اصلن من یادش رفته . خب روزا هم مثل قبل داره می گذره و شما هم همین طوری بزرگ میشی و آماده میشی که بیای تو زندگی مامان بابایی و بیشتر از قبل خوشبختشون کنی . وای کلی می خوایم سه تایی کیف کنیم راستی جنسیت نی نی خاله مهتابتم معلوم شد دخمل شده بچه ی اونا .خاله مهتابت میشه دختر عمه ی باباییت که مثل خواهر بابات می مونه و همچنین خواهر من .عاشقشم نزدیک 10 ساله که با هم دوستیم و بهترین دوستمه و یه جورایی رابط من و باباییت هم میشه می دونم دلت برا بابایی تنگ شده مث من اما ایشالله فردا برمیگرده از عسلویه...
نویسنده :
مامانی
19:05

